حاج ملا هادي السبزواري

512

شرح مثنوى

روح الله رسيدى ، كه * ( « نَفَخْتُ فِيه مِنْ رُوحِي » 15 : 29 ( 1 ) و اما روح الايمان و روح الحكمة و روح الولاية و امثالها را كه به كسب رسيده باشى ، قدر بدانى و عجايب آنها را بشناسى . و اما اگر حقِّ قدر آنها را ذاهل باشى ، سبب آن است كه بناى اعلى بر عاليى است كه رايگان بوده - در اصل . ( ( 4212 ) ) چون تهى شد ياد حق آغاز كرد * يا رب و يا رَب اَجِرنى ساز كرد ن 1249 10 - ك 414 18 اجرنى : پناه ده مرا . ( ( 4213 ) ) چون پيمبر گفت مؤمن مزمرست * در زمان خاليى ناله گرست ن 1249 11 - ك 414 18 مزمر : ناى است . اشارت است به حديث شريف كه « مَثَلُ المُؤمِنِ كَمَثَلِ المِزمارِ لا يَحسُنُ صَوتُه إلَّا بِخَلاءِ بَطنِه » ( 2 ) . يعنى مثل مؤمن مثل نى است كه آواز او خوب نمىشود ، مگر وقتى كه ميان آن خالى شود . ( ( 4218 ) ) تا رود بالاى اين سقف برين * بوى مجمر از اَنينُ المُذنِبين ن 1249 17 - ك 414 22 انين المذنبين : نالهء گناهكاران . ( ( 4219 ) ) پس ملايك با خدا نالند زار * كاى مجيب هر دعا وى مستجار ن 1249 18 - ك 414 23 مستجار : پناه برده شده به او . ( ( 4227 ) ) و آنكه اندر لابه و در ماجرا * مىفريباند بهر نوعى مرا ن 1250 4 - ك 414 27 مىفريباند : يعنى محب مىسازد مرا به خودش . ( ( 4251 ) ) همچو شبكوكى كنم شب ذكر و بانگ * تا رسد از بامهاام نيم دانگ ن 1251 8 - ك 415 1 شبكوك : گدايى كه شبها در ميان محله ، به جايى بلند بر آيد ، و اهل محلَّه را دعا كند تا به او چيزى دهند . ( ( 4263 ) ) اِصبَعِ مَلدوغ بُر در دفع شر * در تعدّى و هلاك تن نگر ن 1252 4 - ك 415 10

--> ( 1 ) - قرآن كريم ، سورهء ص ، آيهء 72 . . ( 2 ) المنهج القوى ، ج 6 ، ص 572 . .